به گزارش توسعه اوجان به نقل از فارس
صدای سازها در سالن میپیچد؛ تار، کمانچه، قارمون و قاوال، هر کدام با زبان خود بخشی از یک روایت مشترک را بازگو میکنند؛ روایتی که از ریشههای فرهنگی آذربایجان آغاز میشود و به امروز میرسد؛ به نسلی که میخواهد میراث موسیقایی خود را نه فقط حفظ کند، بلکه با زبان و نگاه خودش ادامه دهد.در ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان، «موغام» تنها روی صحنه اجرا نمیشود؛ هر نوازنده و خواننده بخشی از نگاه خود به این موسیقی را همراه سازش به صحنه میآورد. برای یکی، موغام یادآور ریشههای فرهنگی است، برای دیگری فرصتی برای معرفی توانایی نسل جوان و برای برخی هنرمندان، زبانی برای روایت روزهای سخت، داغ مادران و ایستادگی مردم.در میان شرکتکنندگان جشنواره، تفاوت سنی هم به چشم میآید؛ از هنرمندان جوان و باتجربه تا کودکانی که هنوز در ابتدای مسیر نوازندگی هستند، اما درباره موسیقی و هویت فرهنگی خود حرفهایی جدی برای گفتن دارند.از میراث گذشتگان تا صدای نسل امروزرضا اصغری، هنرمند تبریزی حاضر در این جشنواره، حدود هشت سال است که موسیقی موغام را نزد استاد احمد ستاری دنبال میکند. او حفظ هویت و ریشههای فرهنگی را یکی از مهمترین کارکردهای هنر میداند و معتقد است صدا، ساز و نغمههای اصیل میتوانند پلی میان نسلهای گذشته و آینده باشند.او جشنواره را نیز فرصتی برای حضور نسل جوان و آشنایی هنرمندان با ظرفیتهای موسیقی موغام میداند؛ اما وقتی از روزهای سخت و شهادت دانشآموزان میناب سخن میگوید، نگاهش به موسیقی تغییر میکند.اصغری میگوید: در چنین شرایطی، هنر میتواند زبان بیان درد و مظلومیت باشد و موسیقی و نغمهها میتوانند رنج و خاطره شهدای جنگ را روایت کنند.
برای او، ساز و آواز فقط وسیله سرگرمی نیست؛ بلکه میتواند روایتگر رنج، مقاومت و یاد انسانهایی باشد که جان خود را از دست دادهاند.این نگاه در میان نسل جوان جشنواره نیز دیده میشود، اما هر کدام آن را با زبان ساز خود روایت میکنند.سازهایی که هویت را با خود حمل میکنندبیتا نصیرپور تنها ۱۶ سال دارد و حدود دو سال است قارمون مینوازد. پیش از آن ارگ مینواخته، اما علاقهاش به قارمون باعث شده این ساز را انتخاب کند.او موغام را بخشی از اصالت و هویت آذربایجان میداند و حضورش در جشنواره را فرصتی برای بردن همین هویت روی صحنه عنوان میکند.برای این نوجوان، ساز فقط یک ابزار موسیقایی نیست؛ قارمون قرار است بخشی از فرهنگ آذربایجان را با خود به نسل آینده ببرد.عطا چمنی، دیگر هنرمند جوان جشنواره که پنج سال است در بخش خوانندگی موغام فعالیت میکند، از زاویه دیگری به این موضوع نگاه دارد. او معتقد است هنرمند نباید نسبت به اتفاقات پیرامون خود بیتفاوت باشد و هنر میتواند زبان بیان احساسات و دغدغههای مردم باشد.چمنی میگوید: هنرمند باید «فرزند زمانه خود» باشد؛ تعبیری که برای او به معنای حضور هنر در کنار جامعه و واکنش نشان دادن به اتفاقات پیرامون است.
حنجرههایی برای روایت یک داغآراز قاسمی، هنرمند نوجوان تبریزی، موسیقی را از کودکی آغاز کرده و سال گذشته در بخش خوانندگی مقام سوم جشنواره را به دست آورده است.او از علاقهاش به موسیقی مقام از سالهای کودکی میگوید؛ از روزهایی که وسایل آشپزخانه را مانند سازهای کوبهای مینواخته و بعدها با حمایت مادرش آموزش موسیقی را آغاز کرده است.حالا همان کودک، روی صحنه جشنواره درباره اتفاقی سخن میگوید که نگاه او را به موسیقی نیز تحت تأثیر قرار داده است.قاسمی در اشاره به دانشآموزان شهید میناب میگوید: هنرمندان با خانوادههای آنان احساس همدردی میکنند و موسیقی موغام را نیز به نوعی زبان ایستادگی میداند؛ ایستادگیای که میتواند یاد شهدا را زنده نگه دارد.برای او، حمله دشمن به یک مدرسه و جان باختن دانشآموزان، داغی است که فقط خانوادههای آنان را درگیر نکرده و به گفته خودش دل کودکان و نوجوانان را نیز به درد آورده است.
در کنار این صداها، دنیز وجودی، نوازنده ۱۴ ساله کمانچه، روایت متفاوتی از همین مفهوم ارائه میکند؛ روایتی که از صحنه جشنواره به خانه یک مادر چشمانتظار میرسد.او از هفت سالگی آموزش کمانچه را آغاز کرده و موغام و کمانچه را بخشی از هویت آذربایجان میداند؛ اما وقتی قرار است از نقش سازش در روایت روزهای سخت بگوید، از مادرانی سخن میگوید که فرزند خود را برای دفاع از وطن فرستادهاند.وجودی میگوید اگر کمانچه قرار باشد روایتگر باشد، دوست دارد صدای سازش روایتگر مادر چشمانتظاری باشد که سالها با خاطره فرزندش زندگی میکند؛ سازی که بتواند هم اشک مادر و هم بزرگی و ایستادگی فرزند را روایت کند.
از تبریز تا گلستان؛ یک زبان با نغمههای متفاوتاما جشنواره موغام تنها روایت هنرمندان تبریزی نیست. حضور هنرمندان مناطق دیگر کشور، فضای جشنواره را به نقطهای برای کنار هم قرار گرفتن فرهنگها تبدیل کرده است.محمد نعیمی، هنرمند موغام گلستانی، همراه دوستش محمدمهدی کریمی به تبریز آمده است. او حضور در جشنواره را فرصتی برای قرار گرفتن اقوام مختلف ایرانی در کنار یکدیگر میداند.او از شباهتهای فرهنگی و موسیقایی میان مردم مناطق مختلف سخن میگوید؛ از اشعاری که در نقاط مختلف رنگ و حال مشترک دارند تا سازهایی که هرچند نام و شیوه اجرای متفاوتی دارند، اما ریشههای فرهنگی نزدیک به هم دارند.نعیمی در تبریز با زبان و فرهنگ مردم رامیان از همین پیوند سخن میگوید؛ پیوندی که در نگاه او نشان میدهد موسیقی میتواند بدون حذف تفاوتهای قومی، میان مردم نقاط مختلف کشور ارتباط ایجاد کند.
جشنوارهای برای نسلی که تازه ساز به دست گرفته استدر میان این هنرمندان، نازلی سعیدی تنها ۱۱ سال دارد. سه سال است قاوال مینوازد و سال گذشته نیز در جشنواره موغام مقام نخست را به دست آورده است. برای او، جشنواره تنها محل اجرای موسیقی نیست؛ فرصتی است برای تمرین بیشتر، آشنایی با هنرمندان دیگر و محک زدن تواناییهایی که در مسیر آموزش به دست آورده است.او میگوید: جشنوارهها باعث میشوند هنرجویان برای پیشرفت بیشتر تمرین کنند و با تکنیکهای مختلف آشنا شوند.
سپهر مسلمی، هنرجوی تار آذربایجان که حدود ۱۰ سال است در حوزه موسیقی فعالیت دارد و در سه دوره جشنواره موغام شرکت کرده، تغییرات این رویداد را از زاویه دیگری دنبال میکند.او ششمین دوره جشنواره را از نظر تعداد شرکتکنندگان، برنامهها و گستردگی نسبت به دورههای گذشته متفاوت میداند و بر تداوم چنین برنامههایی برای حضور بیشتر مردم و هنرمندان تأکید دارد.مسلمی همچنین از ظرفیت موغام برای انتقال فضاهای مختلف موسیقایی سخن میگوید و به مقامهایی مانند شور، سهگاه و چهارگاه اشاره میکند که برخی از آنها میتوانند حالوهوای حماسی و شجاعت را منتقل کنند.
موغام؛ از صحنه جشنواره تا حافظه فرهنگیدر میان تمام این روایتها، یک نقطه مشترک وجود دارد؛ موغام برای این هنرمندان فقط مجموعهای از دستگاهها، مقامها و تکنیکهای اجرایی نیست.برای هنرمندانی که در این جشنواره روی صحنه میروند، موغام بخشی از گذشتهای است که باید به آینده منتقل شود؛ اما این انتقال قرار نیست با تکرار صرف گذشته اتفاق بیفتد. نوجوانی که قارمون یا قاوال در دست گرفته، میخواهد با زبان خودش این میراث را ادامه دهد و نوازنده کمانچه میخواهد صدای سازش را به روایت یک مادر چشمانتظار پیوند بزند.از سوی دیگر، هنرمندانی از نقاط مختلف کشور در کنار هم قرار میگیرند تا نشان دهند تفاوت سازها و شیوههای اجرا، مانعی برای اشتراک فرهنگی نیست.شاید به همین دلیل است که در ششمین جشنواره سراسری موسیقی موغام، میان صدای سازها و حرفهای هنرمندان، مفهومی مشترک شنیده میشود؛ اینکه موسیقی میتواند هم حافظ گذشته باشد، هم زبان امروز و هم روایتی برای آینده.ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان، موغام، با برگزاری در بخشهای خوانندگی، نوازندگی و پژوهشی، میزبان هنرمندان و پژوهشگران این حوزه است و برنامههای آن از پنجم تا هشتم مهرماه در سالن همایشهای بینالمللی شهریار (خاوران) تبریز برگزار میشود.